.مسجد آب اسك توروخدا رعايت كنيد -
.ساعت هشت شب آب اسك توقف كرديم براي استراحت هوا هم عالي بود-
اين كوچولو را در همانجا ديدمش اسمش فكر كنم عطيه بود پدر32 ساله داشت كه پشت تي شرتش شماره 23 بود پدر بزگوار سر صحبت را باز كرد چون شماره شانس پدر 23 است
. ساعت يازده رسيديم جنگل همه جا تاريك و بيصدا رقص ابر بود و طنازي ماه -
. لوكيشين را آماده كردم و نظاره گر آسمان شدم تا چهار صبح-
. عصر روز بعد آمديم پايين براي خريد و گشت و گذار هوا وحشتناك گرم بود شيشه هاي ماشين دم كرده و يه عكس هنري گرفتم-
.آب گرم لاويج با آب گوگردي وروديه 500 تومان آدرس از نور به سمت چمستان -
الان شنبه بعد از چهار روز به اينترنت دسترسي دارم ميبينم چقدر مطلب در وبلاگها نوشته شده اخبار جديد و روزنامه هاي نخوانده فكر كنم چند روزي براي به روز شدن وقت لازمه ولي سعي مي كنم دو روزه آماده بشم اولين كاري هم كه انجام دادم نوشتن اين سفرنا مه است